سر لوک فیلدز (1843 – 1927) از نقاشان بنام حرکت هنری رئالیسم اجتماعی عصر ویکتوریایی بود. نقاشی فیلدز به نام طبیب به تصویر شاخصی بدل شده که بارها و بارها تکثیر و مورد بحث و بررسی قرار گرفته و حتی به یادبود American medical association بر روی تمبرهای پستی نیز راه یافته است. این نقاشی، تصویر یک پزشک عهد ویکتوریاست که در حال ویزیت یک کودک بیمار است. تخت این کودک از کنار هم گذاشتن دو صندلی درست شده و فضای کوچک اتاق و اسباب مختصر آن وضعیت نامناسب مالی خانواده کودک را نشان می دهد. اما عنصر غالب و تصویر اصلی این نقاشی به پزشک اختصاص دارد. این  پزشک که متفکرانه به سمت بیمار خود چرخیده است، روی صندلی و در کنار میزی نشسته است. نور چراغ دودی روی میز، چهره بیمار و پزشک را با هم روشن کرده است. دردوروبر پزشک هم بجز یک فنجان و یک قاشق و ظرف آب و پارچه، چیز دیگری از وسایل پزشکی دیده نمی شود و از استتوسکوپ و یا ترمومتر خبری نیست. 

در پسزمینه نقاشی و در سمت راست و بالا، پدر و مادر کودک را می بینیم که در تاریکی اتاق ایستاده اند. درباره ی ایده این نقاشی، داستان های زیادی گفته شده که مشهورترین آنها این است که فیلدز آنرا تحت تاثیر انسانیت و مراقبت های دکتر مورای که در زمان بیماری فرزندش از او مراقبت کرده بود، کشیده است. این نقاشی در زمانی ترسیم شده که هنوز آنتی بیوتیک وارد بازار نشده و بیماری های عفونی مهمترین عامل مرگ و میر بخصوص در کودکان بوده است. نوری که فیلدز استفاده کرده است تاکیدی بر اهمیت پزشک و بیمار در این تابلوست و این دو را با هم مرتبط می کند. این نور علاوه بر اینکه چهره ی پزشک را متصف به انوار رحمت می کند، در چهره ی کودک به خواب رفته علامتی از گذر از مرحله سخت بیماری و پیشرفت به سوی بهبود است. تاریکی محیطی که والدین کودک در آن قرار گرفته اند نشاندهنده درماندگی ایشان در ورود به فرایند درمان است. هرچند باید یادآوری کرد که پزشک نیز به اندازه والدین مستاصل است و کار زیادی از دستش برنمی آید.

این نقاشی در زمان تغییر به سیستم پزشکی مدرن ترسیم شده است. در آن زمان نقش پزشکان آهسته آهسته به سمت تخصص گرایی تغییر یافت و GPها به عنوان پیوست هایی بر بیمارستان ها و متخصصین محسوب شدند. چنین اتفاقی باعث تغییر نگاه به بیمار به عنوان انسان به ارزیابی بیماری به تنهایی و جدا از ذات انسانی او و باعث کمرنگ شدن ارتباط دوطرفه پزشک و بیمار گردید. اما امروزه ( حداقل در کشورهای پیشرفته!) GPها به عنوان پزشک خانواده و متخصص در مراقبتهای اولیه و تنظیم کننده دسترسی به خدمات متخصصین، ایفای نقش می کنند. چیزی که فیلدز در این تصویر به نمایش گذاشته اهمیت ارتباط بین پزشک و بیمار است و ارزش نگاه بیمار- محور را نشان می دهد. امروزه هرچند هنوز هم پزشکان از مورد اعتمادترین گروه های حرفه ای شغلی در جامعه اند؛ افراد زیادی بر این باورند که پزشکی وابستگی زیادی به تکنولوژی پیدا کرده است و باید انسانی ترشود و بر این باورند که سیستم پزشک خانواده اگر به نحو مناسب و صحیحی اجرا گردد* می تواند این خلا را پر کند.


منابع:

1.      The family physician: what sort of person? Fam Med. 1998 Sep;30(8):589-93.

2.      What Sir Luke Fildes' 1887 painting The Doctor can teach us about the practice of medicine today, Br J Gen Pract. 2008 March 1; 58(548): 210–213.

3.      The Doctor by Luke Fildes: an icon in context. J Med Humanit. 2007 Jun;28(2):59-80.

4.      The Birth of the Clinic: An Archaeology of Medical Perception, Michel Foucault

--------

*بنابر سخنرانی های گفته شده در مجمع انجام پزشکان عمومی فارس، بیش از 597 مصوبه در این چند ماهه برای اجرای نسخه 02 پزشک خانواده در فارس به تصویب رسیده است!

**** در خصوص این تابلو و رابطه پزشک و بیمار مطالب زیادی را می توان مورد بررسی قرار داد. کاش دوستان هم اگر نظری دارند در این خصوص یادآوری کنند.