اشاره : کتاب "این شاخه مال من است ، درباره ی پرویز کلانتری"، به کوشش "  توکا و منصور ملکی"  گردآوری شده و نشر پیکره آن  را در سال جاری منتشر کرده است. کتاب مزبور روز جمعه 21 مهرماه 91 ، همزمان با نمایش بیست اثر نقاشی از هنرمند بزرگ معاصر استاد پرویز کلانتری (زاده 1310 ش – فشندک طالقان )  در" گالری ساربان "  تهران با حضور شماری از هنرمندان ، نویسندگان ، هنردوستان و دوستداران استاد کلانتری ، رونمایی شد.آنچه در   اینجا می خوانید برای ادای احترام به استاد کلانتری قلمی شده است که روزنامه نیم نگاه  شیراز در 30 آبانماه 91 منتشر شده است.

کتاب "این شاخه مال من است" در قطع وزیری و در 373 صفحه با ظاهری چشم نواز انتشار یافته و افزون بر پیشگفتار گرد آورندگان سختکوش آن ، خانم توکا ملکی و آقای منصور ملکی ،  در بر دارنده موضوعات  زیر است : رویدادنگاری ، پرویز کلانتری به روایت پرویز کلانتری ، پرویز کلانتری به روایت دیگران ، نوشته های پرویز کلانتری ، گفت و گوها ، قصه ها ، مقاله شناسی و کتاب شناسی و تصاویر است. در بخش پرویز کلانتری به روایت دیگران شماری از نقاشان ، صاحبنظران و هنرشناسان در باره کلانتری و آثار هنری او سخن گفته اند.

بی گمان نسل میانسال،  نقاشی های زیبای کتابهای درسی دوره دبستان را به یاد دارد ، نقاشی های اثرگذاری که متناسب با متن کتاب، توسط استاد کلانتری ، قدیمی ترین نقاش کتابهای درسی در ایران ، نقاشی شده بود. نقاشی هایی  مانند چوپان دروغگو ،حسنک کجایی ، روباه و زاغ ، دهقان فداکار و ... نقاشی ها استاد کلانتری اما محدود به کتابهای سالهای نخست دوره دبستان نبود .  مثالهای ماندگاردیگر تصاویر کتاب تاریخ پنجم و ششم دبستان بود و کمی بعد تر نقاشی های زیبای ایشان زینت بخش پیک دانش آموز شد و در ذهن و دل کودکان و نوجوانان آن دوران نقش بست .سپس  آثارشان  بر جلد کتابها ی کودکان و بزرگسالان هم پدیدار شد. 

در چند دهه گذشته ، استاد کلانتری به تدریج  به حوزه های دیگری مانند کویر ، عشایر ایران و نقاشی سقا خانه ای نیز پرداخته است . نقاشی جلد کتاب مشهور زنده یاد محمد بهمن بیگی،پایه گذار آموزش عشایر در ایران ، "ایل من بخارای من "،  از آثار چشم نواز  استاد کلانتری درباره  زندگی مردم عشایر است.

 استاد کلانتری با کاهگل تابلوهایی خلق کرده که در نمایشگاههای متعدد داخلی و خارجی بارها به نمایش در آمده و مورد تحسین هنرشناسان قرار گرفته است . وی از اواخر دهه چهل شمسی، فرمهای برگرفته از معماری روستایی اطراف کویر را در تابلوهای کاهگی خود به کار گرفته است .گاه نیز نقش کاشی های رنگی را بر زمینه خاکی افزوده  و با سود جستن از عناصر خوشنویسی خط کوفی در آثار خود (کالیگرافی)، کارهای تازه  منحصر به فردی را ارائه کرده است . کوتاه سخن آنکه راز و رمز ماندگاری آثار نقاشی استاد کلانتری را باید در کتاب" این شاخه مال من است" به قلم هنرمندان و صاحبنظران در این عرصه باز خواند تا بیشتر به ظرایف و ویژگی های آثار سترگ او پی برد.

اما عشق استاد کلانتری به این مرز وبوم و فرهنگ کهن آن،  مانع نگاه او به جهان نبوده ، زیرا  استاد کلانتری بر این باور است که :    

" ما با بقیه ی افراد بشر در سیارهء کوچک زمین و زیر این آسمان‌ آبی با هم زندگی می‌کنیم و در طول تاریخ هم همواره داد و ستد فرهنگی داشته‌ایم.چیزی به جهان داده‌ایم و چیزی گرفته‌ایم.من‌ از اینکه چیزی از دنیای غرب بگیرم شرمنده نیستم،دانشکدهء هنرهای زیبایی هم که من در آن درس خوانده‌ام،الگویش از بوزار پاریس گرفته شده بود.چیزهای زیادی هم از آنها آموختیم،یاد گرفتیم که روی سه پایه کار کنیم،با رنگ فرنگی،قلم‌موی فرنگی، و گوشهء چشمی هم به تحول ایسم‌ها در جهان داشته باشیم،ولی‌ هیچکدام از اینها باعث شرمندگی نیست،تنها نکته مهم این است‌ که ما خودمان در کجا ایستاده‌ایم و چطور به دنیا نگاه می‌کنیم. من در اینجا ایستاده‌ام،در سرزمینی که پشت سرش یک میراث‌ غنی فرهنگی قرار دارد و تأثیرپذیری از آن هم اجتناب‌ناپذیر است ." 2

"خاک را به نظر کیمیا کنند؛ برگزیده ای از نقاشیهای پرویز کلانتری" است که در سال  1383 به علاقمندان به هنر نقاشی عرضه شده و" سر این خط را بگیر و بیا – گزیده نقاشی ها" ایشان در سال 1385 منتشر شده اند.

. در سالهای اخیر استاد کلانتری، افزون بر نقاشی به طور جدی  به نویسندگی پرداخته اند . کتاب‌های  "ولی افتاد مشکل ها"،"چهار روایت از شب نویی که بر نیما گذشت یا نگذشت " ، "نیچه نه، فقط بگو مشداسماعیل" ،" مرگ پایان کبوتر نیست " و "تو آن نبودی که شفق را خونین آفرید " ازجمله آثار خواندنی اوست. زندگینامه خود نوشت ( اتوبیوگرافی )، استاد کلانتری در  کتاب "این شاخه مال من است" ، خواندنی ودلنشین است و به پرسشها در باره ایشان پاسخ می دهد و نثر روان  و آمیختگی آن با طنزی ملایم و دلپذیر که از ویژگیهای نوشته های ایشان است ، آنرا جذاب تر کرده است .استاد کلانتری در صفحه های آغازین کتاب در باره خود گفته اند:

    "در صبح روز شنبه نخستین روز هفته و نوروز سال 1310 هنگام طلوع آفتاب و در لحظه تحویل سال کودکی به دنیا آمد. همین که چشم گشود و سفره هفت سین را دید گفت: نوروزتان مبارک. از این رو نام پرویز بر او نهادند. در دو سالگی پیراهن سفید بلندی به تن داشت و از مادرش می خواست دکمه های رنگین گوناگون بر آن پیراهن بدوزد. کودکی با پیراهن عجیب و غریب که سرتا پا پوشیده از دکمه های الوان بود. در دو سالگی عشق خود را به رنگها نشان داد و در سه سالگی با خط خطی کردن در و دیوار همسایه ها به جکسون پولاک نشان داد که چگونه باید نقاشی انتزاعی ساخت. البته جکسون پولاک هیچگاه از همسایه ها کتک نخورد.امروز هم در میان انبوه خاطرات پراکنده هنوز او را می بینم که در هفت هشت سالگی با قطعه زغالی روی دیوار می نویسد: اگر می خواهی مرا بشناسی سر این خط را بگیر و بیا."  3

 استاد کلانتری در یک گفتگو دستاورد مهم زندگی هنری  خود را این گونه بیان کرده است :" سال اولی که این کتاب را نقاشی کردیم و در آمد ، در تهران هیچ اتفاقی نیفتاد و هیچ انعکاسی نداشت . همان سال عید همراه خانواده یکی از دوستان رفتیم شیراز و بعد هم طرف کازرون.دوست من هم آرشیتکت بود و اهل عکس گرفتن از طبیعت اطراف. همین طور که می رفتیم گذرمان افتاد به روستای پرتی طرف های کازرون . البته بهار بود و هوای آنجاخیلی دلپذیر بود. مدرسه آن روستا تعطیل شده بود و بچه های روستایی با لباسهایشان که نمایگانگر نوعی محرومیت در مناطق روستایی بود مرخص شده بودند پر سر و صدا. رقیق من هم از آنها عکس می گرفت ، به آنها گفت :شما می دانید نقاش این کتاب کیست ؟نقاش این کتاب همین آقاست که اینجا ایستاده .آنها باور نمی کردند . دور من حلقه زدند و با ناباوری به من نگاه کردند . در آن عوالم کودکانه ، برای یک بچه ی روستایی که این نقاشی ها را دیده ، خیلی برایش مهم بود که بداند اینها را این شخص نقاشی کرده . سخن کوتاه ، من آنجا جواب گرفتم . هنوز هیچ چیز نتوانسته جای آن نگاه و تحسین آن بچه ها را بگیرد که در سکوت به من با حیرت نگاه می کردند . بنابراین ، گاهی آدم  آن جوابی را که می خواهد بگیرد یک چیز رسمی نیست و می تواند اصلا  طور دیگری باشد. " 4

****

    افزون بر همه اینها ، استاد کلانتری انسانی فروتن ، مهربان، دوست داشتنی ،  باهوش ، جستجوگر ، سرد وگرم چشیده  وجهاندیده ای است که مغناطیس وجود او به آسانی دیگران را می رباید و محضر او گرم و دلپذیر است. برای این هنرمند گرانقدر، نویسنده نوآور و هنرمند بزرگ پاک نهاد و فرزانه  کشورمان تندرستی و بهروزی و شادکامی آرزومندیم و کوتاه سخن به  گفته رودکی:" دیر زیاد آن بزرگوار خداوند".

 

پی نوشتها:

1. این شاخه مال من است ، در باره ی پرویز کلانتری ،گردآورندگان توکا و منصور ملکی ،ص21 -33 ، انتشارات پیکره ، تهران ، 1391.

2. همان.

3. مصاحبه با کیهان فرهنگی ، ش 68 ، آبان 1386 .

 مصاحبه با کتاب ماه کودک و نوجوان ، ص 98، تیرماه1383 ..4