عکسهایی که میپسندم
یه گروه عکاسی داریم که من هم همون روزای اول به گروه اضافه شدم. همونطوری که میشه حدس زد تعدادی از دوستان خوشذوق دور هم جمع شدهن و با اینکه حرفهای نیستند اما عکسهای خیلی خوب، خوب و متوسطشون رو با هم به اشتراک میگذارند. مدیر شاد و زرنگ گروه هم هر هفته مسابقهی عکاسی با سوژه مشخص برگزار میکنه که همه به عکسهای هم امتیاز میدهند. البته عکس من هیچوقت بیشتر از اون یک امتیازی که خودم بهش میدم امتیازی نگرفته و برنده نشده!
یه مدت فکر میکردم که چرا عکسهای من برنده نمیشن ولی بعداً به این نتیجه رسیدم که برنده شدن خیلی هم امر مهمی نیست و همون لذت به اشتراکگذاری عکسها خیلی مزهش بیشتره و اینجوری سر خودم رو کلاه گذاشتم و برنده نشدنم رو توجیه کردم.
اما این موضوع یه جنبه مثبت هم برای من داشت و اونهم اینکه فهمیدم من از دو دسته عکس بیشتر از بقیه خوشم می آد. البته میدونم که کلی تقسیمبندی در عالم عکاسی وجود داره مثلاً عکاسی طبیعت، خبری، اجتماعی، مدل، مفهومی و خیلی چیزای دیگه اما من من از دو مدل مندرآوردیاش بیشتر خوشم میآد:
عکاسی قصهگو و عکاسی نقاشی
البته لطفاً نیایید بگید که ما این دو مدل عکاسی رو نداریم یا اینها در دل فلان تقسیمبندی قرار میگیره که خودم همه رو میدونم و برای همین هم نوشتم مندرآوردی که بدونین این دو تا تقسیمبندی چه وجود داشته باشه چه نداشته باشه من به وجودشون اعتقاد دارم.
بذارین مثالهایی براتون بزنم:
بعضی عکسها رو میبینین که با دیدنشون ناخودآگاه متنی از یک داستان، و یا یک روایت توی ذهنتون شکل میگیره. این همون عکاسی قصهگوست در نظر من. شما عکس رو میبینی و بجز لذت دیدن عکس، منتظر شنیدن قصهی پشت عکس میشی. منتظری برات تعریف کنند که داستان این عکس چی بوده. میدونی که داستانی برای تعریف کردن وجود داره که یا باید توسط عکاس گفته بشه و یا بصورت ناخودآگاه در پسزمینه ذهنت شکل می گیره. شکل نهایی داستان در پسزمینه ذهنت روایت میشه.
عکاسی نقاشی هم عکسهایی هستند که بدون اینکه عکاس بخواد نقش بازی کنه و عکس رو برای جلوههای بصری صرف بگیره، کاری که در آتلیههای عکاسی با عکسهای پرتره می کنند و یا در عکاسی مد، به خودی خود یه تابلوی نقاشی هستند. میشه اونها رو همین جوری پرینت گرفت و قاب کرد و زد به دیوار.
ممکنه حالا هرکس در اینمورد نظری داشته باشه که نظرش برای من مهمه اما این دو دسته عکاسی هم از اون مواردیست که در ذهن من جا خوش کرده و به این زودیها نمیتونم ازشون دل بکنم. اینقدری دوستشون دارم که فوادری در گوشیم درست کردهم که این عکسها رو اونجا میذارم و با دیدن و مرور هرروزهشون روحم تازه میشه.
رتبه اول وبلاگ نویسی در سومین و رتبه دوم در چهارمین جشنواره دانشگاه های علوم پزشکی ایران ؛این وبلاگی درباره پزشکی و هنر است. هر چند جداگانه به پزشکی و یا هنر هم پرداخته میشود. استفاده از مطالب اين وبلاگ با ذكر ادرس وبلاگ و مطلع نمودن نویسنده وبلاگ مجاز است